خلاقیت عنصر مفقوده مدیریت شهری مشکین شهر

[ad_1]

کد خبر: 35653 |
تاریخ انتشار:
۱۸:۵۳:۰۷ – چهارشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۶ |
|

|

مشکین سلام ؛ شهروز حیدری:
چند صباحی با شروع بکار شوراهای محترم دوره پنجم فاصله نداریم و این روزها بازار شایعات و رایزنی های متعدد داغ هست و گاهی خود اعضا منتخب نیز در رسانه های مجازی و مکتوب اظهار نظرهای جسته و گریخته ای ارائه میکنند بدون اظهار نظر مستقیم در راستای ابقا یا تغییر شهرداری که اولین گام عملی فعالیت شوراهای اسلامی شهرهاست . بعنوان یک شهروندی که مطالعاتی در حوزه شهر سازی و مدیریت شهری دارم و به زادگاهم عشق ورزیده و در مقابلش احساس مسئولیت میکنم لازم دیدم نکاتی را که به ذهنم میرسد خدمت شهروندان و اعضای منتخب تقدیم کنم .
بنظر میرسد شهرداری مشکین شهر که در گیر مشکلات مالی و تراکم نیروی انسانی نا کارآمد هست برای برون رفت از بن بست توسعه شهری ناچارهست که به سوی مدیریت خلاق شهری گام بردارد. تئوری شهر خلاق موضوع بحث دهه ۹۰ میلادی در محافل علمی شهرسازی بوده و مبنایی علمی مترتب برآن هست اما پرداختن به جزئیات بیشتر خارج از بحث حاظر هست. با توجه به موقعیت و وضعیت مشکین شهر ورود به بحث خلاقیت در حوزه شهرداری خالی از اثر نخواهد بود با اینحال ضروری است شورای محترم دور پنجم در صورت اتخاذ تصمیم ابقا شهردار حاظر نحوه همکاریشان با شهردار را به گونه ای ساماندهی نمایند که شهردار از عنصر خلاقیت فردی خویش نهایت استفاده را ببرد و در کنار آن بستر های لازم برای بهره مندی از خلاقیت شهروندان، اعضای محترم شورا و متخصصان بومی و غیر بومی و کارکنان خدوم شهرداری را فراهم سازد. و در صورت تصمیم جمعی بر استفاده از گزینه ای جدید در منصب شهردار، خلاق بودن شهردار منتخب و توان برقرای ارتباط با هنرمندان و متخصصان را در شخصیت ایشان بعنوان یک خصوصیت شاخص مد نظر داشته باشند.
صاحبنظران خلاقیت را ظهور چیزی متعالی و مناسب از منظر یک شخص، گروه یا جامعه معرفی می کنند و طبیعی است که برای هر شخصی زمینه های ظهور خلاقیت وجود نخواهد داشت . تاکید نگارنده بر این عنصر بعنوان شاخص مهم شهردار مشکین شهر به سه دلیل عمده زیر هست
۱- شهرداری مشکین شهر نیروی انسانی زیادی دارد که وظایف تعریف شده و روتین ندارند و بکار گیری این نیرو با اتکا به قدرت خلاقه مدیر علاوه بر صرفه جویی در منابع مالی بهره وری نیروها را بدنبال خواهد داشت
۲- شهرداری با مشکلات عدیده مالی مواجه هست از طرف دیگر بواسطه تغییر جایگاه شهرستان در شاخص های گردشگر پذیری همگان انتظار شهری زیبا را دارند و زیباسازی با اتکا به خلاقیت گروههای مردمی و توانمندی متخصصان خارج از حوزه اداری شهرستان با صرف هزینه های کمتر زیبا سازی مطلوبی را میتوان بدست آورد و همچنین منابع درآمدی جدیدی تعریف کرد
۳- توان برقراری ارتباط با گروههای مردمی و متخصصان میتواند افق های جدیدی در توسعه آتی شهر فراهم آورد و موجب تثبیت جایگاه شورا و شهردار در دید عمومی و همراهی مردم با ایشان باشد

بطور کلی در کنار دانش تخصصی ،تجربه مدیریتی و توان برقراری ارتباط با عوام و خواص خلاقیت شخص شهردار که میتواند ناشی از هنرمندی و توسعه دیدگاه زیباشناسانه در اثر آشنایی با شهرهای مدرن ملی و بین المللی کسب شود در توسعه شهرو موفقیت شهرداری و شورا نقش مهمی ایفا خواهد کرد. امیدوارم این مهم مد نظر شورا های محترم دور پنجم باشد تا برآیند کاری موفق تری نسبت به شورای نا کارآمد دور چهارم داشته باشند چرا که دلیل عمده نا کار آمدی ایشان را می توان درانتخابهای نادرست برای و عدم ارتباط مناسب با بدنه اجتماعی شهر جستجو کرد
شهروز حیدری کارشناس ارشد شهرسازی

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

[ad_2]

لینک منبع

اسدی یا امامی

[ad_1]

کد خبر: 35641 |
تاریخ انتشار:
۲۳:۲۷:۰۶ – شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۶ |
|

|

مشکین سلام ؛ سرویس سیاسی :

?بر اساس اخبار دریافتی از منابع معتبر و نزدیک به طیف اسدی ،چندی پیش جمعی از نزدیکان و هواداران ستادی نماینده سابق نشستی در خصوص این که در انتخابات آینده چه استراتژی داشته باشند و چه رفتار انتخاباتی از خود نشان دهند و از میان اسدی و امامی کدام یک وارد کارزار انتخاباتی شود برگزار کرده‌اند .
? در این گردهمایی مباحثی در مورد بررسی جوانب و نتیجه مثبت و منفی حضور این دو نفر(یونس اسدی و ابراهیم امامی )در انتخابات صورت گرفته است .
?از قرار معلوم عده ای در مورد اسدی بر این نکته اشاره کردند که وی از آنجا که چند دوره در انتخابات گذشته حضور داشته و در کارنامه خود سه شکست و دو پیروزی دارد لذا در نظر افکار عمومی به حد اشباع انتخاباتی رسیده است و از طرف دیگر چون پیروزی درانتخابات ب بستگی بسیاری به ارتباطات رو در رو با مردم می باشد اسدی در این مورد چنان از خود انگیزه نشان نمی دهد ولی در عین حال به نکات امتیازات وی از قبیل این که در بین مردم شناخته شده است و توان انتخاباتی و ایجاد جو هیجانی خوبی را دارد و افراد ستادی برای اسدی بیشتر مایل هستند تا نسبت به امامی وقت و هزینه بگذارند تاکید کرده‌اند.
? گویا عده ای هم در مورد امامی مطالبی را یاد آوری کردند ، از جمله این که امامی تازه نفس است انگیزه بالایی دارد و از طرف دیگر به خاطر این انگیزه با قشرهای مختلف مردم ارتباطاتی خوبی دارد در ضمن از نظر موقعیت جغرافیایی در بین افراد شهری و روستایی پایگاه اجتماعی دارد ولی مهمترین ضعف امامی را حضور بار اول وی در انتخابات دانسته اند که هیچ کس برای بار اول موفق به پیروزی نشده است .
?حال باید منتظر بعضی از فعل و انفعالات آینده شد و این که آیا اسدی می تواند در دولت جدید برای خود پستی بگیرد یا نه و در صورت وقوع این امر در کدام استان و یا وزارتخانه محقق خواهد شد و آیا در صورت به دست آوردن یک مقام اجرایی علاقه مجدد به حضور در انتخابات را خواهد داشت؟و آیا در صورت حضور اسدی در انتخابات امامی ریسک حضور را قبول می کند ، آیا عقب می نشیند و یا بر عکس، اصرار امامی بر حضور در انتخابات موجب کنار نشستن اسدی از صحنه انتخابات خواهد شد ؟

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

[ad_2]

لینک منبع

چرا در ایران، نیت شیطانی این قدر زود به تجاوز منجر می‌شود؟

[ad_1]

کد خبر: 35632 |
تاریخ انتشار:
۱۴:۴۱:۱۲ – پنج شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶ |
|

|

مشکین سلام ؛مجتبی مطهری:
از دختر دبستانی روستایی، فقط کفش‌هایش پیدا شده بود. چندی بعد جنازه ی خفه شده ی او، پس از تعرض یافت شد. متجاوز و قاتل که بود؟ مردی متأهل! او گفت: “دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، آن را عملی کردم!” چگونه است که در ایران، این نیت های پلید شیطانی، زود به مرحله عمل می‌رسند؟
اگر قرار باشد نیت شیطانی این قدر سریع ایجاد شده و به مرحله ی عمل برسد، در کشورهای غربی، که استخر‌ها مختلط، مشروب فروشی‌ها در دسترس، تابلوهای نیمه عریان در مقابل و فیلم های شهوت انگیز تلویزیون در دید همگان است، باید روزانه ده ها هزار نفر مورد تعرض قرار گیرند.
پاسخ سؤال در این نکته است که این جمله ی سه قسمتی (دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، نیت خود را عملی کردم)، در حقیقت جمله‌ای چهار قسمتی است: “دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، “دیدم انگار در این مملکت، کسی به کسی نیست”، نیت خود را عملی کردم!”
کشورهای غربی با درست در اختیار گرفتن قدرت رسانه‌ای، به هر نافهمی فهمانده‌اند که در این شهر، نسبت به جرم های خشن، به ویژه نسبت به کودکان و دختران، حساسیت زیادی وجود دارد و “کسی به کسی هست!” وقتی دختر ده ساله‌ای به نام “هولی جونز” در کانادا ناپدید شد، به مدت دو روز، “خبر اول” تمام شبکه‌های مهم خبری آن کشور بود!
ما چه می‌کنیم؟ فورا این گونه اخبار را پنهان می‌کنیم تا زمان دستگیری احتمالی مجرم!
آیا از کم شعوری غربی هاست که برنامه‌های مهم تلویزیونی را قطع کرده و تعقیب و گریز یک مجرم را به طور زنده پخش می‌کنند؟
اتفاقا غربی‌ها در این موارد، بسیار عاقلانه عمل می‌کنند چون می‌دانند مسئله ی اصلی، دستگیری مجرم نیست، بلکه فهماندن این امر، به مجرمان بعدی است که این جا، شهر است نه جنگل؛ و ربودن یک کودک و یا تعرض به او، یعنی مواجهه با کل حکومت و مردم.
در ایران ما، وقتی یک جانی به یک دختر تعرض می‌کند حداکثر خود را با یک خانواده، طرف می‌بیند که به راحتی با تهدیدهایی مانند پخش فیلم تعرض و یا تجاوز به عضو دیگر خانواده، آنان را از شکایت منصرف می‌ک۸ند. ولی در غرب، کودک، از جامعه ربوده می‌شود نه از خانواده؛ و جانی می‌داند از فردا، جنایت او مورد توجه همه ی رسانه هاست و انصراف شاکی خصوصی تأثیری ندارد.
من نمی‌دانم تعداد “جنگل بانان” در این کشور چند نفر است ولی هر چه هست، تعداد “جنگل بینان”، یعنی کسانی که جامعه ی ایران را مثل “جنگل” تلقی می‌کنند و از قمه کشی و ربایش و تهدید و تجاوز و جرم های دیگر ابایی ندارند، کم شمار نیست.
به سبب جمعیت رو به رشد “جنگل بینان” است که اگر آینه ی دو خودرو، کمی با شدت به هم برخورد کند، پیاده شدن از خودرو با قمه، منظره ی نادری در تهران نیست!
مردم عادی به کنار، در کدام کشور جهان، شروران در مواجهه با پلیس، به جای فرار، مکررا با قمه به مأموران مسلح حمله می‌کنند؟ آیا این پدیده‌ها دلیلی بر گسترش تعداد “جنگل بینان” نیست؟
و همچنین است داستان اختلاس، رشوه، غارت بیت المال و…
نماز صبح، رادیو را باز می‌کنید، پیام اخلاق می‌دهد، از خانه خارج می‌شوید، بر دیوار روبرو، پیام اخلاقی نوشته است. در و دیوار شهر، پر است از تابلوها و بیلبوردهای اخلاقی.
تلفن های همراه پی در پی پیام های اخلاقی از دوستانمان، گروه های وایبری، فیس بوکی و تلگرامی‌مان برایمان باز می‌کند.
بالای سربرگ نامه های اداری مان، پیام اخلاقی نوشته است، آخوند اداره مان، ظهر، کلی برای ما اخلاق می‌بافد. عصر به مراسم ختم می‌رویم، کلی اخلاق می‌آموزیم.
از ده شبکه ی سیما، دست کم در هر زمان، شش تا مستقیم، سخنرانی فلان آقا را پخش می‌کند که پیام اخلاق می‌دهد. آن هایی هم که فیلم پخش می‌کنند، همان حرف ها را از زبان هنرپیشگانشان، دوباره به خوردمان می‌دهند!
راستی اگر بنا بود این پیام ها کاری بکند، ما الان باید در بهشت اخلاق زندگی می‌کردیم! نیاز به چک و سفته و ضامن، برای پول دادن و گرفتن و کاسبی نداشتیم. کلانتری ها و دادگاه های ما، مانند سوئیس بیکار بودند!
چند روز پیش، فرمودند: “ما پانزده میلیون پرونده در نوبت دادرسی داریم!”
اگر بپذیریم که هر پرونده حداقل دو شاکی و متشاکی دارد و هرکدام، حداقل یک خانواده ی سه نفره و نه بیشتر باشند، تعداد افراد درگیر دادگستری ایران، رقم سرسام آور ۶۰ میلیون نفر است و فاجعه یعنی این!
ای قربان درس اخلاق دادنتان!
می‌بینید همه چیزمان به همه چیزمان می‌آید:
بیشترین متخصصان پزشکی؛ و بیشترین آمار بیماری!
بیشترین روحانی و معلم اخلاق؛ و بیشترین پرونده ی دادگستری و کلانتری!
بیشترین بانک و سیستم حسابرسی؛ و بیشترین دزدی و اختلاس!
ما خنده دارترین مردم جهانیم!
هیچ جاوهیچ کس را هم در دنیا آدم حساب نمی کنیم!

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

[ad_2]

لینک منبع

تقریبا هیچ

[ad_1]

کد خبر: 35572 |
تاریخ انتشار:
۱۰:۳۶:۱۶ – جمعه ۱۶ تیر ۱۳۹۶ |
|

|

مشکین سلام ، علی جعفرزاده: این راز که از پرده برون می افتد نه از خمر بهشت است و نه از باده مست، بلکه شرح پریشانی دل سودا زده ای است که نیمی از عمر چهل ساله خود را همچون دانه تسبیح بر مدار نخ سیاست چرخیده و بی آنکه فرصت گذر از شاه گره بالا نشین را داشته باشد اندک راه رفته را هم برگشته است.

این وجیزه نقد یک جریان سیاسی است که به حیلت یا مصلحت، نام “اصولگرایی” بر خود نهاده است و با نشان دادن سراب بی انتهایی از جنس تقدس، یاران خود را به گردابی کوچک رهنمون می شود. نگارنده این سطور هم چند صباحی با برخی از این مدعیان مالکیت همه اصول و ارزشها، معاشرت داشته است و هر از چند گاهی با آنها هم صدا و هم قلم شده است اما هرگز با طناب پوسیده آنها به چاه “خود صراط مستقیم پنداری” فرو نرفته است و آنچه در ادامه می آید نه از بی اطلاعی بر می خیزد نه از خودبرتربینی و نه از خودخواهی، بلکه حاصل درک عمیق و شناخت کامل و همزیستی چندین ساله است و درست است که حالا از زبان “دیگران” گفته می آید اما از “سر دلبران” رمزگشایی نمی کنم بلکه حدیث نفس انسان هایی را تفسیر می کنم که دکان داران چیره دست اصول، ارزشها و اعتقادات مردمی هستند که همه داشته های خود را تا به امروز به پای انقلاب گذاشته اند.

جریان سیاسی اصولگرایی که از اول هیچ گفتمانی برای مدیریت فرهنگی و فکری کشور ارائه نکرده است، همیشه تلاش کرده است تا خود را سخنگوی نهادهای حکومتی معرفی کند اما این تلاش مذبوحانه آنها هم بی مایه فطیر بوده است و تنها دستاوردشان از این پدرخواندگی خودخوانده اصول و ارزشهای انقلاب، ایجاد یک حصار امن در برابر انتقادات اهل فن و نظر و گریز از گسستگی تشکیلاتی بوده است. هر چند امروز این انشقاق فکری تا اندرون چهاردیواری زندگی شان نفوذ کرده است و فرزندان همین حضرات پا به سن گذاشته هم هیچ اشتراکی بین خواسته ها و تمایلات خود با پدران و مادرانشان احساس نمی کنند.

اصولگرایان عامل اصلی انجماد و ناکارآمدی در بخش هایی از نظام جمهوری اسلامی هسند که قرار بود با پویایی و به روز رسانی، جلوتر از مقتضیات زمان حرکت کند. سیطره طولانی مدت این جریان ایستا بر نظام آموزشی و فرهنگی کشور، مثال بارزی از عملکرد این جریان است که تاثیر آن را همه هم وطنان عزیز در زندگی خود احساس می کنند. رویگردانی مستمر مردم فهیم ایران از ادعاها و شعارها و برنامه های اصولگرایان، چنان قافیه را بر آنان تنگ نمود که جفنگ دیگری به نام «جریان ارزشی» از دل این جریان متولد شد که همه تیرهای خلاص خود از جمله مداحان را هم به کار گرفتند تا از اضمحلال خود جلوگیری کنند. این هویت بخشی زورکی به این معناست که اتاق فکر این جریان با بن بست اساسی در نوآوری فکری و عقلانی  مواجه شده است. هر چند در تحلیل و توجیه این رویکرد به مفاهیم بنیادی نظام از جمله آرمانهای انقلاب اسلامی، فقه شیعی و دستاوردهای حوزه های علمیه چنگ می اندازند و خود را به ظاهر سربازان و خادمان این آرمانها قلمداد می کنند اما در مقابل سوالات اساسی که گزیده هایی از آن در پی می آید هیچ پاسخ در خور در آستین ندارند:

سوال این است که همه مفاهیم ارزشی مورد ادعای شما یک ما به ازای خارجی دارد که نزدیک به چهل سال بعد از انقلاب، تحت مدیریت بی چون و چرای اصولگرایان بوده است. مهمترین نهادهای فرهنگی از جمله حوزه های علمیه، سازمان تبلیغات اسلامی، بقاع متبرکه، آموزش و پرورش، دانشگاها، بنیاد شهید و امور ایثارگران،مراکز دارالقران، و… از جمله نهادهایی هستند که حافظ آرمانهای ارزشی هستند و در راس همه اینها صدا و سیما قرار دارد که ارگان اصلی فرهنگی و تغذیه فکری جامعه محسوب می شود و همه اینها هم گردش مالی هنگفتی دارند. حالا دستاورد این جریان به اصطلاح اصولگرا و ارزشی در این همه تشکیلات پرطمطراق چه بوده است؟ اینها در طول این چهل سال حاکمیت بر این مراکز، چه خدمت ماندگاری به مردم و کشور کرده اند؟ آیا تابحال یک نقشه راه که مبین اقدامات گذشته و ترسیم کننده چشم انداز آینده باشد ارائه کرده اند؟

پاسخ این سوالات روشن است: «تقریبا هیچ».

مدعیان اصولگرایی و ارزش مداری در مقابل دغدغه های نسل جوان امروزی و آشفتگی روانی آنان و نگرانی خانواده ها از سرنوشت فرزندان خویش چه پاسخی دارند؟ «تقریبا هیچ».

اینها در راستای حاکمیت عقلانیت بعد از گذر از فراز و نشیب های احساسی و عاطفی که در دوران انقلاب و دفاع مقدس با آن مواجه بودیم چه قدمهایی برداشته اند؟ «تقریبا هیچ».

وقتی آمار طلاق، اعتیاد، گسستگی فرهنگی و امثالهم به عنوان واقعیت های ضد ارزشهای انقلاب اسلامی هر ساله بیشتر می شود این بدان معناست که راهی که تا به امروز توسط نهادهای متولی ارزشهای انسانی جامعه طی شده است یا خشت اولش کج نهاده شده است یا مسیر اشتباهی را طی کرده است. آیا آقایان حاضرند مسئولیت اقدامات خویش را بپذیرند؟

«مدیران حوزه های علمیه قم و نجف باید کرسی های نظریه پردازی داشته و باید در مسائل مهم کشور نظریه پردازی کنند. دانشگاهیان نیز همین وظیفه را دارند. اما ما شاهدیم که حوزه و دانشگاه در این زمینه ضعیف عمل می کنند و فارغ التحصیلان حوزه و دانشگاه قادر به نظریه پردازی نیستند. ما فقط از الگوی غربی استفاده می کنیم…»

اینها بیانات دکتر رحیم پور ازغدی در سخنرانی پیش از خطبه های نماز جمعه تهران است که در تاریخ هشتم اسفند ماه نود و سه ایراد شده است. این اظهار نظر یک نیروی خودی اصولگرایان مگر غیر از این را می رساند که دستاورد مدعیان اصولگراییی و ارزش مداری حتی در مقدس ترین نهادهای فرهنگی هم «تقریبا هیچ» بوده است و آنها نتوانسته اند مفاهیم ارزشی را به نیازهای روز جامعه ترجمه کنند؟

در حوزه مسائل اقتصادی هم پای استدلالیان اصولگرایی نه تنها چوبین است بلکه خیلی وقت است شکسته است. نظام ناکارآمد بانکی که مادر همه مشکلات اقتصادی در کشور است حاصل ریل گذاری اقتصادی همین جریان سیاسی است و تا به امروز بازیگران میدانی اصولگرایان نه تنها در خصوص نظام بانکی ربوی ساکت بوده اند بلکه خودشان به بیشترین نحو ممکن از این سیستم گردش «پول کثیف» بهره مند شده اند و ربوی ترین بانکها با عناوین مقدس در چنبره ی همین جریان قرار دارد.   افتضاح نظام ربوی بانکی شخصیت هایی همچون آیت الله جوادی آملی را هم بالاخره واردار به اعلام نظر صریح در خصوص مشکلات بزرگ معیشتی و فرهنگی ناشی از گردش پول کثیف ربوی بانکها در جامعه کرد. اما دریغ از بلندگوهای پر تعداد اصولگرایان و ارزش مداران که جز به انفعال، هیچ نگفتند و هیچ نکردند.

واقعیت دیگر این است که سردمداران جریان اصولگرایی با گسترش رسانه های ارتباط چمعی و جولان فضای مجازی، از قافله ی تغییر و همسویی با تحولات جهانی بسیار عقب مانده اند و هیچ حرفی برای گفتن ندارند و آنهایی که چشم امید دوخته اند تا درخت خشکیده ی این وادی مقدس! به اشارت اعجازی چراغی برافروزد، بی تردید دل به سراب بسته اند.

حرف آخر اینکه، اصولگرایی نه یک جریان ارزشی بلکه یک جریان صرفا سیاسی است که با بازیچه قرار دادن مفاهیم ارزشی و اصول مورد قبول آحاد جامعه، بقای خود را به بازی با این مفاهیم گره زده است و در این راه همه سیستم های سخت افزاری و نرم افزاری نظام را با خود درگیر کرده و با چالش های اساسی مواجه کرده است و اگر آقایان قبول کنند رو به اضمحلال می برد.

تشکیل جریان جدیدی به نام «اصولگرایان اصلاح طلب» هم ثابت می کند که امروزه «اصلاحات” و اصلاح طلبی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است که باید در تمام عرصه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و علمی کشور جریان یابد و حیات تازه ای به بخش های زنگار زده ی جامعه ببخشد.

باید از «احساسات” به «عقلانیت» برسیم

باید از «شعار» به «اقدام و عمل”برسیم

باید از «حصر”به «آزادی”راه یابیم

و باید از «مرگ» به «زندگی» گام برداریم

تا بتوانیم خود را با واقعیت های روز ایران و جهان سازگار کنیم و تافته ی جدا بافته نباشیم.

علی جعفرزاده ؛ تیر ماه ۱۳۹۶

 

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

[ad_2]

لینک منبع

با قبول تفاوتها و سلیقه ها ، کاری کنید که دامنه اختلافات نیروهای هوادار دولت در استان توسعه نیافته و تمشیت سلیقه ها در نقطه وصلی بنام {همگرائی} متمرکز گردد

[ad_1]

کد خبر: 35528 |
تاریخ انتشار:
۲۱:۲۶:۴۹ – شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۶ |
|

|

مشکین سلام علی زین العابدین :
برادر بزرگوار جناب آقای خدابخش استاندار معزز استان
صد البته که برای آن بزرگوار ثابت است که احترام آن برادر کرام ( که نه به سبب جایگاه مسئولیتی) بلکه با لحاظ برخی از فضیلتهای شخصیتی که در آن عزیز سراغ دلرم ، برای حقیر مد نظر بوده است . بویژه اینکه در دوران حضور در استانداری آذربایجان شرقی ، از حضور آن برادر بهره های معنوی و مدیریتی ارزنده ای کسب کرده ام، و شاید نیز نگهداشتن همین جانب حرمت هاست که برغم ملاظه همه کم لطفی ها و کاستیها حتی در موضوعات مربوط به مشگین شهر همواره کوشیده ام با “غمض عین”ی معنی دار سکوت و گذاشتن ها و گذشتن ها و حاشیه گزینی را بر متن گزینی ها ترجیح دهم . ام چه باید کرد ! ظرفیتهای ما محدود است و گاهی انسان ناخواسته از سخن لبریز میشود و بی اختیار سخن از لبش می تراود . شاید هم از همین ناشکیبی هاست که حافظ میگوید:
“. . . .
شد آنکه اهل نظر بر کناره میرفتند
هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
به صوت چنگ بگوئیم آن حکایتها
که از نهفتن آن دیگ سینه میزد جوش”
جناب استاندار ،!
این چند سطر تنقید مربوط به مواضع و جملات ابرازی شخص آن برادر مکرم می باشد که در جلسه دیروز اعضای یکی از ستادهای انتخاباتی آقای دکتر روحانی در این استان ایفاد فرموده اید که شنیدن آن باعث تعجب بنده گردید که ناگزیر از یادداشت این چند پاراگراف شدم . یقین دارم که هیچ جمله ایی از جملات بزرگان و مشاهیر گذشته و معاصر تا این اندازه توجه شما را بر جمله بی تکلف و ساده و صمیمی و برخاسته از ژرفای باور امیر بیان حضرت امیر مومنان علی (ع) معطوف نخواهد کرد که به هنگام انتصاب محمد ابن ابی بکر به سر پرستی استانداری مصر تحریر فرموده است:
” و امره ان یلین لهم جناحه و ان یساوی بینهم فی المجلسه و وجهه و یکون القریب والبعید عنده فی الحق سوا”
“او را فرمان داده است تا بر نرمی وملایمت پر و بال رحمت خود بر مردمان بگشاید و در مجلس خویش همه را یکسان نشاندو به یک چشم بنگرد و دور و نزدیک(خویش و بیگانه) را در حقوق برابر شمارد.”
. . . دوستان حاضر در آن جلسه اذعان میکردند که شما بر خلاف پرنسیب و ساختار شخصیتی خود از یک شخصی دفاع و از یک شخص هم کفو ایشان به ناروا انتقاد کرده اید .که همین رفتار شما باعث رنجش نیروهای بسیاری از هواداران و حامیان دولت در استان شده است که یکی از آنان شخص حقیر می باشم.و به جد از حریم
شخصیتی شما بدور میدانم که ملاحظات و تحفظات لایه به لایه و تو در تو و مآل اندیشی هایی که معطوف آینده مبهم است شان شما را تا بدین حد از پایه های اخلاق و بایسته های مدیریتی فرو کاهد.
جناب آقای خدابخش!
اولا شما به جایگاهی از مسئولیتها تکیه زده اید که مصداق این فرمایش مولا علی (ع) هستید که : ” حتی یکون للرعیه کالاب الرحیم ” تا اینکه برای شهروندان همانند پدری مهربان باشید.” بنابر این جایگاه شما اقتضا میکند تا با فروکاستن از هر گونه اختلاف و افتراق بین نیروهای سیاسی استان ، تلطیف قلوب کرده و بقول قرآن مجید ” و اصلحوا بین اخویکم” بکنید ، نه اینکه در اختلاف بین دو برادر در آن جایگاه رفیع جانب یکی را گرفته و به تلویح و تمثیل سخن استهزا و استخفاف آمیزی در حق دیگری روا بدارید!!! مطمئن باشید در این صورت شما نیز به یک ضلع از اضلاع اختلافات استانی تبدیل خواهید شد و جایگاه پدری و داوری و شان نصیحتی خود را از دست خواهید داد که این وضعیت نه به صلاح دولت و نه به صلاح مصالح استانی است و چه بسا اگر این نقش شما در تقویت گسست نیروهای موثر استانی به گوش آقای رئیس جمهور برسد تامل خواهد کرد.
دوما ممکن است در پاسخ به گزاره قبلی ، شما نیز تز اشتباه آمیز تعداد اندک را تکرار کنید که در این استان اختلاف نظری وجود ندارد و همه و همه زیر لوای مثلا فلان رئیس ستاد متجمع اند ؛ در این صورت سوالی پیش خواهد آمد که واقعا چنین اشرافیت و احاطه ی تامه نسبت به مسایل استان دارید که آرایش سیاسی نیروهای استان را اینچنین ناقص و کج و معوج تحلیل می نمائید و یا حوزه معاونت سیاسی شما آنچنان مشغول مشغله های دیگری است که از تحلیل و تطبیق این مهم غافل مانده و نمیدانسته است که ۹۰% سخنرانان جلسه شورای مشورتی استان مخالف شکل گیری چنین روندی بوده اند و آن را به جناب شریعتمداری و معا ونین ایشان بوضوح منتقل کرده و انذار داده اند ؟!!!
سوما انتظار از شما این است که در مقام ترجیح مرجح ، منافع کلیت حامیان دولت و در یک کلام منافع مردم را بر منافع خود و دوستانتان ترجیح داده ، نه تنها به این گسست ها و افتراقات 《که مبنائی نیستند》دامن نزنید و خود را شریک شرکت سهامی اختلافات استانی ننمائید بلکه باید سهم شما در این میان “ستر عیب نیروها و نواختن آهنگ همنوائی و همکاری و و هم افزائی و همیاری نیروهای هوادار دولت باشد.

دوست عزیزم در کمال اعتذار ناگزیرم بگویم که حمایت ملاحظه اندود شما از آن فرد و بیان جملات اغراق آمیز در حق ایشان به گمانم از سر صدق و خیرخواهی نبوده است ودر پشت آن جملات اغراضی سنگر گرفته اند.
خدا گواه است یادداشت این چند سطر که گاهی با جملات و کلمات گزنده ائی نیز همراه بوده صرفا از این بابت است که نگرانیم استان در چشم انداز ۴ سال آینده با برخی از مناقشات بی حاصل روبرو گردد که حاصل جمع آن “هیچ”خواهد بود فلذا ضمن بیان اینکه عباسی و سرداری و همه ما تبع این دو بزرگوار از سرمایه های جریان اصلاح طلبی و تحول خواهی استان هستند و شما برادر بزرگوار نیز از سرمایه های مدیریتی استان که روا نیست برخی از گله گذاریهای موجود که میتوانند بدور از منظر و مرآی اغیار گلایه های موجود را در یک فضای صمیمی نسبت به همدیگر مطرح و حل و فصل کنند ، به
اسباب اختلافات جدیدی مبدل گردند.
خلاصه انتظار از شخص شخیصی چون آن عزیز بزگوار این است که با قبول تفاوتها و سلیقه ها ، کاری کنید که دامنه اختلافات نیروهای هوادار دولت در استان توسعه نیافته و تمشیت سلیقه ها در نقطه وصلی بنام {همگرائی} متمرکز گردد وبیشتر به مسائل توسعه ای استان پرداخته شود تا در مصاف با دیو قدرتمند فقر و محرومیت همه یکصدا در میدان همت آستین بالا زنند چه جوانان مام میهن در فردای امروز بی هیچ بهانه ای از شماها و ماها کسب و کار عزتمند و اشتغال شرافتمندانه طلب می نمایند .
موفق باشید و پایدار ، ارادتمند همیشگی شما

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

[ad_2]

لینک منبع

تشریح میزان بدهی و عملکرد شهرداری /از زمان روی کار آمدن خیرجو شهردار ی خدمات ارزشمندی در این شهر صورت گرفته است

[ad_1]

مشکین سلام  : نشست اکبر تقی زاده رئیس شورای شهر مشکین شهر با خبرنگاران در محل شورای شهر برگزار شد

اکبر تقی زاده رئیس شورای اسلامی مشگین‌شهر گفت: از زمان روی کار آمدن خیرجو شهردار مشگین‌شهر خدمات ارزشمندی در این شهر صورت گرفته است  وشهردار برای اولین بار در طول تاریخ مشگین‌شهر سد معبر را جمع‌آوری و ساماندهی کرد.
وی افزود : خیرجو فردی منضبط ،قانونمند و کاردان است و توانسته در مدت کوتاه ۳میلیارد تومان از بدهی شهرداری را پرداخت کند و ای کاش از همان ابتدا ایشان را شهردار انتخاب می کردیم

تقی زاده گفت :  ماه پیش بخشی از قیر مورد نیاز شهرداری برای ساماندهی معابر مشگین‌شهر خریداری شده بود و در حال حاضر کارهای عمرانی شهرداری به سرعت در حال اجراست و  بالغ بر ۴۵ میلیارد ریال از کارهای عمرانی شهرداری برون سپاری شده و پیمانکاران در حال اجرا هستند.
وی افزود :  در سال گذشته ۵۰۰ تن قیر یارانه‌ای از محل اعتبارات استانی خریداری شده و در این رابطه هیچ یکی از مسئولان دخالت نداشتند اما برخی از مسئولان به نام خود مصادره می‌کنند

رئیس شورای شهر افزود :  علاوه بر ۵۰۰ تن قیر یارانه‌ای از محل اعتبارات داخلی ۳۰۰ تن دیگر توسط شهرداری مشگین‌شهر خریداری شده و ۵۰۰ تن دیگر در آستانه خرید است که به زودی خریداری و کلیه معابر اصلی، فرعی و کوچه‌های این شهر از نعمت آسفالت بهرمند خواهند شد.

وی افزود :  از محل اعتبارات استانی تنها قیر به شهرداری واگذار شده و کلیه هزینه‌های جاری اعم از مسالح، ماشین آلات و … از منابع داخلی شهرداری پرداخت شده است.  برای اولین بار ۲۰۰ میلیون ریال عوارض برای منطقه نمونه گردشگری عوارض تعریف شده که آن‌هم هنوز پرداخت نشده است اما در مقابل بیش از ۲۰۰ میلیون ریال برای محوطه سازی و … خدمات به این مجموعه ارائه شده است.

تقی زاده از بازگشایی کامل و ساماندهی خیابان آیت خبر داد و گفت: این خیابان نیز سال‌ها بلاتکلیف مانده بود که خوشبختانه بازگشایی شده و در محله ساماندهی قرار گرفته که آن‌هم به زوردی ساماندهی و در کنار آن پارکینک مجموعه شیخ حیدر نیز بازگشایی و ساماندهی می‌شود.

عملیات عمرانی میدان ورودی شهر در حال اجراست و تلاش می‌شود تا پایان تیر ماه این میدان نیز آماده افتتاح شود.

وی تصریح کرد :  نمایندگان مجلس در تلاش برای تصویب و جذب اعتبار برای شهرهای بالای ۵۰ هزار نفر هستند که در صورت تحقق این امر سهم شهرداری مشگین شهر ۱۶ میلیارد ریال است که ۵ میلیارد ریال آن برای ساماندهی اعم از جدول گذاری، پازل چینی، زیرسازی وآسفالت )حسنعلی درسی و کوی ولایت، ۵ میلیارد ریال آن برای ساماندهی بافت‌های فرسوده و فرهنگی شهر و مابقی برای سایر موارد هزینه خواهد شد.

تقی زاده گفت :  برای اصلاح مسیر خیابان سپاه که به پارک جنگلی وصل می‌شود ۱۶۱ میلیون تومان از محل اعتبارات استانی و مابقی هزینه‌ها از محل منابع داخلی شهرداری در نظر گرفته شده و توسط پیمانکار در حال اجراست.

وی  در خصوص بدهی ۲۳۰ میلیاردی شهرداری گفت: در یک سال گذشته شهردار مشگین‌شهر توانسته است بالغ بر ۳۰ میلیارد ریال از بدهی‌های خود را پرداخت کند و در حال حاضر ۱۹۷ میلیارد ریال شهرداری بدهی دارد که جزئیان آن بدین شرح است.

اکبر تقی زاده   گفت: در مقابل این مبلغ بدهی بالغ بر ۴۰۰ میلیارد ریال از دستگاه‌ها، اشخاص، ماده ۱۰۰، زمین‌های شهرداری، واحدهای تجاری شهرداری و … دریافتی دارد که امید است اعضای شورای دوره پنجم بتوانند این درآمدها و بدهی‌های شهرداری را به نحو احسن مدیریت کند./

استفاده از این مطلب با ذکر منبع بلامانع است

[ad_2]

لینک منبع